امشب

خرید بک لینک
دیروز تولدم بود! صبح که از خوابگاه بیرون میرفتم داشتم فکر میکردم برای خودم چه چیزی بگیرم! تصمیم گرفتم موقع برگشتن از گلفروشی سر راهم گل بخرم! وقتی رسیدم رفتم تا از گردا بپرسم پروفسور هست یا نه. می امشب...

ما را در سایت امشب دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 131 تاريخ: دوشنبه 1 مرداد 1397 ساعت: 1:23

نشسته ام توی اتاقم. پشت پنجره باران می بارد. هی آسمان برق میزند و برقش توی اتاق میفتد، بعد دادش بلند می شود و می غرد. روی میزم یک بشقاب کوچک از شیرینی است. شیرینی ها را سارا برایم آورده. امروز از خانه برگشته و از این بابت خیلی خوشحالم! چون همه به تعطیلات رفته اند و فقط من و فارس و والن مانده بودیم. می گفت شیرینی ها را مادربزرگش پخته، شیرینی سنتی صربستان است. دارم فکر میکنم بروم یک چای دارچین یا چای هل دم کنم، بنشینم پشت پنجره و به رعد گوش دهم، قطره های باران را تماشا کنم و چای و شیرینی بخورم.

امشب...

ما را در سایت امشب دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 121 تاريخ: دوشنبه 1 مرداد 1397 ساعت: 1:23

همیشه سعی کرده ام از اطرافیانم توقع زیادی نداشته باشم. از آدم هایی که دائم گله دارند بی زارم و همیشه تلاش میکنم انتظاراتم را از دیگران پایین بیاورم تا بعدش از کوتاهیشان ناراحت نشوم. بعضی ها را میشناسم امشب...

ما را در سایت امشب دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 144 تاريخ: دوشنبه 1 مرداد 1397 ساعت: 1:23

صفحه بندی